پیدا





افشای پلان تجزیۀ کشورهای شرق میانه با ایجاد جنگجویان اجیر توسط وامریکا که بنام دعش عرض اندام

درخواست حذف اطلاعات

سندی که 32 سال قبل خبر از ظهور خبرداد جهان 22:25 16.02.2017 38284191 ترجمه و انتشار سندی به نام کیوونیم توسط یک خاخام یهودی، ثابت می کند که سنگ بنای آنچه امروزه خوانده می شود، بیش از سه دهه قبل توسط ی ها در منطقه نهاده شده است. خوانندگان گرامی، توجه شما را به مقاله تحلیلی منشره در http://www.mashreghnews.ir جلب میداریم، امید است که مورد علاقه شما عزیزان قرار گیرد. بحران ها و تحولات امنیتی و نظامی که در منطقه از سال 2011 میلادی تاکنون رخ میدهد که ما شاهد آن هستیم و چند سالی است، برخی از کشورهای منطقه مانند و عراق را درگیر خود کرده، زاییده اتفاق و تصادف نیست، بلکه نتیجه مستقیم توطئه ای یی — ی است که هدف آن ترسیم مجدد خطوط و مرزهای کشورهای منطقه به گونه ای است که تامین کننده اه و منافع واشگتن و تل آویو باشد. تاکنون گزارش های متعدد و خبرهای افشاگرانه بی شماری از سوی رسانه های منطقه ای و خبرگزاری های بین المللی منتشر شده که هر یک از آنها به نحوی تاکید کرده اند، آنچه هم اکنون در منطقه جریان دارد، از سال ها پیش برای آن تدارک دیده شده بود. جدیدترین سند از این دست، سندی به نام وثیقه کیوونیم است که بار دیگر صحت و درستی گزارش ها و خبرهای سابق منتشر شده درباره تحولات منطقه را مورد تاکید قرار می دهد و پیشینه طرح تقسیم منطقه را به سه دهه قبل ارجاع می دهد. مطلب زیر ترجمه ای از این سند است. سی و دو سال قبل سیزدهم جون 1982 میلادی شاحاک، خاخام یهودی اقدام به ترجمه متنی نمود که به سند کیوونیم معروف شد، سندی که نشان از نقشه ای برای تجزیه تمام کشورهای عربی منطقه بدون استثنا داشت. اجرای این نقشه ی از کشور عراق با تقسیم آن به سه کشور کوچک سنی، شیعی و شین آغاز می شد و تهیه کنندگان آن بر این باور بودند که برای تقسیم کشورهای عربی منطقه که حدود 19 کشور را شامل می شود، باید بر اختلافات و شکاف های دینی و طایفه ای در آنها تمرکز کرد. این سند تقسیم بندی کنونی کشورهای عربی در منطقه را تقسیم بندی موقت خوانده و اشاعه نفرت و دشمنی و خصومت ورزی بین طوایف ن این کشورها را بهترین راهبرد برای تغییر مرزبندی های موجود و ایجاد مرزهای جدید در منطقه عنوان می کند. بر این اساس کارشناسان منطقه تاکید می کنند، آنچه اکنون در عراق و جریان دارد و آنچه در سودان و مصر به وقوع پیوسته در حقیقت اجرای بندهای این سند است. سند کیوونیم یک: نگاه کلی به جهان عرب و جهان جهان عرب و جهان به مثابه برجی کاغذی است که بیگانگان (فرانسوی ها و انگلیسی ها) آن را در دهه بیست قرن گذشته بدون توجه به خواسته ها و چشم داشت های نان این دو جهان آن را بنا د. این دو جهان به 19 کشور تقسیم شده است که هریک از آنها آمیزه ای از اقلیت ها و طوایف و مذاهب مختلف است که با یکدیگر در نزاع و درگیری هستند، به همین دلیل همه کشورهای عربی و ی امروزه در معرض خطر تقسیم و تجزیه براساس تقسیم بندهای نژادی و طایفه ای و مذهبی قرار دارند و این نقشه باید با راهبرد برافروختن آتش جنگ های داخلی در برخی از این کشورها پیاده شود. اگر به شرایط فوق، وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه را نیز بیفزاییم، خواهیم دید، توصیف این کشورها به برجی کاغذی توصیفی دقیق بوده و بر این اساس این کشورها توان دفاع و حمایت از خود در برابر مشکلات و چالش های خطرناکی با آن مواجه هستند، را ندارند. در این دنیای بزرگ و متفرق، اقلیت های بسیار ثروتمند و مردمان فقیر و مستمندی زندگی می کنند، به گونه ای که میانگین درآمد سالیانه اغلب این اعراب بیش از 300 دالر نیست. این وضعیت حاکم بر کشورهای پیرامون است، اما در عین حال که این وضعیت برای چالش ها و مشکلات و خطراتی ایجاد می کند، فرصت های بزرگی نیز ایجاد می کند. دو: مصر در کشور مصر اکثریت اهل سنتی در کنار اقلیت بزرگی از یان زندگی می کنند که نسبت بالایی از جمعیت — در حدود 80 درصد — را تشکیل می دهند. انور سادات، رئیس جمهوری اسبق مصر ماه می سال 1980 میلادی در سخنانی گفته بود که از این بیم دارد، مبادا این اقلیت ی خواستار تشکیل تی مستقل همانند یان در لبنان برای خود در مصر شوند. نیمی از انسان های روی زمین در آستانه گرسنگی قرار دارند و 50 درصد این افراد از بیکاری و نداشتن مسکن رنج می برند و اغلب آنها در مناطقی ن هستند که پر جمعیت ترین مناطق دنیا شمرده می شود. برخلاف مردمان گرسنه تابع هیچ قاعده و قانونی نیستند و بر این طیف از مردم هیچ قانونی حاکم نیست. روند کمبود بودجه و ناتوانی در باز پرداخت دیون در میان ت های مصر روندی مستمر و دنباله دار است و ت این کشور کمک های خارجی وعده داده شده در قبال امضای توافقنامه صلح با موسوم به کمپ دیوید را دریافت نکرد. بازپس گیری صحرای سینا به همراه تمام منابع و ثروت های طبیعی آن باید یکی از اه اصلی و اساسی از نوع درجه اول در نظر گرفته شود. این باور وجود دارد، با بازگرداندن صحرای سینا به مصری ها، آنها به توافقنامه صلح پایبند نخواهند بود و هرآنچه در توان خواهند داشت، به کار خواهند برد تا به آغوش جهان عرب و بازگردند، در این شرایط تنها راه حل پیش روی ما باز گرداندن شرایط در صحرای سینا به وضعیت سابق آن است. مصر به دلیل اختلافات و شکاف های داخلی در بلند مدت خطری علیه موجودیت و امنیت تشکیل نمی دهد و اگر هم چنین خطری احساس شود، به راحتی و به شیوه های مختلف می توان، اوضاع در این کشور را به وضعیت پس از جنگ ژوئن 1967 میلادی باز گرداند. اسطوره مصر قدرتمند و راهبر و جهان عرب در سال 1956 میلادی فروپاشید و زوال و فروپاشی این کشور در سال 1967 میلادی مورد تاکید قرار گرفت. با توجه به ساختار و ماهیت و بافت داخلی جامعه، همچنین به دلیل تفرقه و اختلاف بین مسلمانان و یان که در آینده روند شدیدتری به خود خواهد گرفت، مصر بیش از هر زمان دیگر به جسد در حال فروپاشی و تجزیه شبیه است. تقسیم و تجزیه غرب مصر به مناطق و اقلیم های جغرافیایی جدا از یکدیگر مهترین هدف در دهه هشتاد قرن بیست شمرده می شده است. مصر تجزیه شده و تفکیک شده که ان متعدد بر هر بخش آن حکومت کنند، درست برخلاف آنچه امروزه شاهد آن هستیم، نه تنها تهدیدی برای تشکیل نمی دهد، بلکه تضمین کننده امنیت و ثبات و استقرار آن برای دوره ای طولانی است و اجرای این طرح اکنون نزد تل آویو در دست بررسی جهت اجراست. کشورهایی همانند لیبی و سودان و کشورهایی آن سوتر در آینده به شکل کنونی آن، وجود و ماهیت خارجی نخواهند داشت، بلکه آنها نیز همانند مصر در معرض تفکیک و تجزیه قرار خواهند گرفت. در صورت تفکیک و تجزیه مصر، دیگر کشورها نیز تجزیه و تفکیک خواهند شد، ایده تشکیل ت قبطی میسیحی در مصر علیا (شمال مصر) در کنار کشورهای کوچک دیگری که قرار است، از تجزیه و تقسیم این کشور تشکیل شوند، دقیقا برع آنچه امروز شاهد آن هستیم، ابزار ما برای ایجاد تغییر و تحولات تاریخی در مصر است. تقسیم لبنان به 5 اقلیم باید الگویی برای تجزیه و تقسیم دیگر کشورهای منطقه از جمله مصر و و عراق و عربستان سعودی باشد. سه: لیبی از لیبی جنگ های ویرانگری علیه اعراب صورت می گیرد، در حالی که این کشور از جمعیت خالی شده و تنها یکی از اقوام بزرگ این کشور بر لیبی حکومت خواهند کرد و برای حفظ قدرت و حاکمیت خود تلاش خواهد کرد، معاهدات و توافقنامه هایی با کشورهای قدرتمند منطقه منعقد کنند، همان گونه که در گذشته شاهد بودیم، لیبی در زمان سرهنگ قذافی تلاش کرده بود، معاهدات و پیمان هایی با مصر منعقد کند. چهار: سودان سودان را باید کشوری با گروه ها، قبایل و طوایف متعدد شمرد که هریک با دیگری بیگانه است و در این بین اقلیت عربی مسلمان بر اکثریتی آفریقایی غیر عرب و همچنین قبایلی ی و بت پرست حکومت می کند. پنج: از حیث ترکیب و ساختار طوایف و گروه های جمعیتی تفاوتی با لبنان ندارد، تنها تفاوت نظام حاکم بر با لبنان حاکمیت قدرتمند نظامیان است. اما جنگ داخلی واقعی که امروزه بین اکثریت اهل سنت با اقلیت شیعه علوی حاکم بر کشور که تنها 12 درصد از جمعیت را تشکیل می دهد، جریان دارد، نشان دهنده اهمیت موضوع و خطر بزرگی است که در عرصه داخلی این کشور را تهدید می کند. تقسیم و تجزیه عراق و به اقلیم های طایفه ای و مذهبی مستقل در مرحله آتی همانند آنچه در لبنان شاهد آن هستیم، مهمترین هدف در کوتاه مدت در جبهه شرقی خاورمیانه است. بر این اساس ت علوی ها در محدود به سواحل غربی آن خواهد شد. در استان حلب تی سنی تشکیل خواهد شد. در دمشق نیز تی سنی تشکیل خواهد شد، اما ت سنی تشکیل شده در حلب در ستیز خواهد بود. اما دروزی ها ت خود را در منطقه جولان تشکیل خواهند داد که بر آن تسلط خواهد یافت. همچنین در منطقه حوران و شمال اردن نیز برای تضمین امنیت و ثبات و استقرار منطقه شاهد تشکیل یک ت خواهیم بود و مقدمات این طرح هم اکنون درحال فراهم شدن است. شش: عراق عراق نیز تفاوت چندانی از حیث ساختار اجتماعی و تعدد طوایف و قبایل با کشورهای همجوار خود ندارد، با این تفاوت که شیعیان در این کشور در اکثریت و اهل سنت در اقلیت هستند. 20 درصد از جمعیت عراق را کُردها تشکیل می دهند که به عنوان بزرگ ترین اقلیت در شمال این کشور تمرکز دارند. در این بین مطالعات صورت گرفته نشان می دهد، 65 درصد مردم عراق هیچ تاثیری بر تصمیم گیری ها نداشته و فاقد هرگونه مشارکت هستند. اگر قدرت نظامی نظام حاکم و درآمدهای نفتی نبود، سرنوشت عراق تفاوت چندانی با گذشته لبنان و حال حاضر نداشت. آنچه مایه دل گرمی است که نشانه های تفرقه، اختلافات و جنگ داخلی است که امروزه در افق این کشور قابل ملاحظه است، بویژه پس از پیروزی انقلاب ی در ایران که بسیاری از شیعیان عراق به آن اقتدا و ان و ون ایران تبعیت و پیروی می کنند. کشور نفت خیز عراق که سرتاسر آن را تفرقه و اختلافات داخلی فرا گرفته، گزینه بعدی برای اجرای طرح و تحقق اه آن در این کشور است. تجزیه و تقسیم عراق، بسیار مهم تر از است، چون از قدرتمندتر است. عراق قدرتمند در کوتاه مدت برای خطری بزرگ تر از هر خطر منطقه ای است. اما می توان براساس تقسیمات طایفه ای و مذهبی، عراق را به چندین اقلیم تقسیم کرد، همانند آنچه در دوران عثمانی رخ داد. بر این اساس می توان سه اقلیم و حتی بیشتر در سه شهر عراق ایجاد کرد. اقلیم بصره در جنوب، اقلیم بغداد در مرکز، اقلیم موصل در غرب و اقلیم کردستان در شمال. به این ترتیب اقلیم شیعی بصره در جنوب از اقلیم های سنی بغداد و موصل و کردستان جدا می شود. هفت: لبنان لبنان به دلیل وجود چندین قدرت و نبود قدرت مرکزی متحد و قدرتمند از بُعد تکه تکه و از بُعد اقتصادی درحال فروپاشی است، به گونه ای که اکنون 5 قدرت در عرصه این کشور قابل مشاهده هستند، یان مورد حمایت در شمال به ی سلیمان فرنجیه، شرق لبنان منطقه تحت نفوذ و سیطره مستقیم است، در مرکز قدرتی ی به ی کتائب وجود دارد، در جنوب لبنان و تا رود لیتانی سازمان بخش فلسطین فعالیت دارد، همچنین باید از قدرت سعد حداد ی و همچنین تمرکز نیم میلیون شیعی در این جنوب لبنان سخن گفت. هشت: عربستان سعودی و شیوخ خلیج فارس تمام کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و همچنین عربستان سعودی بر پایه و اساسی سست و متز ل بنا شده اند و موجودیت و بقای خود را مدیون نفت هستند. در بحرین شیعیان اقلیت بدون نفوذ هستند، در امارات و عمان با اینکه در اکثریت قرار دارند، اما در قدرت مشارکتی ندارند. در یمن شمالی و جنوبی اقلیت شیعه بزرگ ترین اقلیت کشور هستند. نیمی از جمعیت عربستان را مصری ها و یمنی ها و اتباع کشورهای دیگر تشکیل می دهند و قدرت حاکمه در این کشور در اقلیت است. ساختار جمعیتی کویت نیز به همین ترتیب است و تنها یک چهارم جمعیت این کشور بومی هستند. عربستان سعودی و شیوخ خلیج فارس در کنار لیبی دارای بزرگ ترین ذخایر نفت جهان هستند، اما از درآمدهای کلان آن تنها اقلیتی کوچک بهره می برند که فاقد هرگونه پشتوانه داخلی و مردمی هستند و حتی دستگاه نظامی در این کشورها قدرت حفظ نظام حاکم و دفاع از آن را ندارد، در مورد عربستان کافی است به آنچه در سال 1980 میلادی در مکه رخ داد، اشاره کنیم. منطقه شبه جزیره العرب نمونه کامل فروپاشی و تجزیه در اثر فشارهای داخلی و خارجی است و این موضوع به شکلی خاص کشور عربستان را آن هم در آینده ای نزدیک تهدید می کند. هرج و مرج و فروپاشی داخلی نتیجه حتمی و طبیعی مورد انتظار در عربستان است، چون حکومت در آن بدون هیچ پایه و اساسی بنا شده است. نه: منطقه مغرب عربی مناطق کوهستانی الجزایر شاهد وقوع جنگ داخلی بین دو قبیله از قبایل ن این کشور است. این درحالی است که بین دو کشور مغرب و الجزایر نیز اختلافاتی وجود دارد که میراث دوره استعمارگران اسپانیایی است. در تونس افراط گرایی دینی وحدت و یکپارچگی این کشور را تهدید می کند. ده: ایران، ترکیه ، پا تان و افغانستان ساختار جمعیتی در ایران چند زبانه است، نیمی از آنها را فارس زبان ها و نیمی دیگر آذری زبان ها تشکیل می دهند. جامعه ترکیه به دو بخش اصلی تقسیم می شود، نیمی از آنها اهل سنت ترک تبار و نیمی دیگر را اقلیت شیعی علوی به عنوان بزرگ ترین اقلیت ترکیه تشکیل می دهند. کردهای اهل سنت اقلیت دیگر ترکیه هستند. در افغانستان نیز شیعیان بزرگ ترین اقلیت این کشور هستند و حدود یک سوم جمعیت افغانستان را به خود اختصاص می دهند. در پا تان سنی نیز شیعیان بزرگ ترین اقلیت بوده و موجودیت نظام حاکم را تهدید می کنند. یازده: اردن و فلسطین ی اردن در واقع همان فلسطین است، به نحوی که اقلیتی بدوی از اردنی تبارها در قدرت قرار دارند، در حالی که اکثریت نیروهای نظامی و همچنین شاغلان در دستگاه های اداری و حکومتی این کشور فلسطینی هستند و امان پایتخت اردن شهری فلسطینی است و هدف راهبردی و اصلی چه در بلند مدت و چه در کوتاه مدت است، چون هرگونه وحدت و یکپارچگی آن تهدیدی واقعی برای امنیت و موجودیت تشکیل می دهد. غیر ممکن است، اردن ساختار و ترکیب کنونی جمعیتی خود را برای مدتی طولانی حفظ کند. راهبرد در قبال این کشور چه با توسل به سلاح باشد، چه مسالمت آمیز، باید به سرنگونی حکومت کنونی اردن و انتقال قدرت به اکثریت فلسطینی منتهی شود. راهبرد تغییر قدرت در شرق رود اردن چالش تراکم جمعیت اعراب در کرانه باختری رود اردن را حل خواهد کرد. افزایش میانگین مهاجرت از مناطق کرانه باختری، متوقف رشد اقتصادی و جمعیتی، راهبردهای دیگری هستند که برای ایجاد تغییر در دو کرانه رود اردن ی توان به آنها متوسل شد. در این راستا، نباید به هیچ طرحی مبتنی بر اعطای حکومت خودگردان یا تقسیم مناطق یا حل اختلافات عربی — ی موافقت کرد. در این کشور [فلسطین ی] بدون جدا دو ملت یهود و عرب وجود ندارد. در این بین باید اردن به فلسطینی ها و کرانه باختری به یهودی ها تعلق گیرد. همزیستی مسالمت آمیز و صلح واقعی زمانی برقرار خواهد شد که اعراب دریابند، بدون تسلیم خود به یهود و حاکمیت یهودیان از رود تا دریا، ذره ای امنیت و لحظه ای موجودیت نخواهند داشت و امنیت و موجودیت و کیان آنها فقط و فقط در اردن است. تبعیض در قرار گرفته در مرزهای 1967 و 1948 هیچ معنا و مفهومی ندارد و در آینده در هر شرایطی باید بپذیرند که تنها راه حل مشکلات اعراب پذیرش موجودیت درمرزهایی امن کشیده شده از رود اردن تا ماورای آن است. با توجه به اینکه عصر جدید عصر و دوره هسته ای است که نیز به آن مجهز خواهد شد، نمی توان پذیرفت، سه چهارم یهودیان در نوار ساحلی باریکی به زندگی خود ادامه دهند. تجدید نظر در پراکندگی جمعیت یکی از اه راهبردی داخلی در درجه اول است و بدون آن نمی توان بقای و موجودیت یهود در چارچوب هرگونه مرزی را تضمین کرد، لذا یهودا و سامره و الجلیل تنها ضامن ادامه بقا و موجودیت است. باید اکثریت جمعیتی در مناطق کوهستانی را داشته باشیم، در غیر این صورت نمی توانیم قدرت را در دست گیریم و به صلیبی های دیگری تبدیل می شویم که قدرت و حاکمیت در این مناطق را از دست دادند. در این راستا، بازنگری در موازنه راهبردی و اقتصادی جمعیت مهمترین و اصلی ترین هدف در حال حاضر است. تسلط بر منابع آبی از بئرسبع گرفته تا الجلیل هدفی قومی برگرفته از یک هدف اصلی راهبردی است و در این راستا، باید یهود در مناطق کوهستانی اسکان داده شوند. آنچه گذشت، بندهای سند موسوم به کیوونیم بود که از دهه هشتاد قرن گذشته تاکنون در حال پیاده آن در منطقه است. نگاهی گذرا و کوتاه به بندهای این سند و مقایسه و مطابقت دادن آن با تحولات جاری در منطقه و ران های درگیر به آن ثابت می کند که این بحران ها و رخ دادهایی که از سال 2011 میلادی در قالب بهار عربی منطقه شاهد آن است، اجرای بندهای این سند و عمل به آن است. لینک اصلی : https://af.sputniknews.com/world/201702161148795/