پیدا





کرزی / اشرف غنی / افغان ملتی ها همه پشت روی یک سکه اند

درخواست حذف اطلاعات

۲۵ جوزا ۱۳۹۷ خورشیدی برابر با ۱۵ جون ۲۰۱۸ میلادی کرزی و رویایی که هرگز تعبیر نشد جمهور : حامد کرزی؛ رئیس جمهوری پیشین در یک گفتگوی رسانه ای در پاسخ به این سؤال که چرا در زمان ریاست جمهوری وی صلح با صورت نگرفت، ضمن انتقاد از کشورهای غربی، امریکا را مسؤول این ناکامی دانست.
کرزی در پاسخ به اینکه چرا وی در زمان ریاست جمهوری اش به آنچه که اشرف غنی در روند صلح با به آن دست یافت، نرسید، اقدامات غربی ها در جنگ ۱۷ ساله افغانستان را مقصر شمرد و گفت: در کنفرانس بین المللی ۲۰۰۱ درباره افغانستان که در بن آلمان برگزار شد نیز باید شرکت می داشت. اینکه این گروه را از چنین کنفرانسی مستثنی کنیم اشتباه بود.
وی ادامه داد: امریکا دست به اقدامی تلافی جویانه علیه زد و را با این اقدام به سمت مناطق کوهستانی و در داخل پا تان سوق داد.
کرزی گفت: همچون دیگر افغان ها به دنبال صلح اند و می شد آنها را پای میز مذاکره کشاند؛ در حال حاضر راهی طولانی برای دستی به صلح در پیش داریم.
سخنان تازه آقای کرزی در واقع بیان مکرر یک رویای تکراری است که هرگز آنگونه که او می پسندید و آرزو داشت، تعبیر نشد.
انتظار کرزی از دعوت در کنفرانس بن، بدان معناست که او اساسا طرفدار براندازی رژیم نبود؛ بلکه قائل به بازسازی و ترمیم آن با مشارکت دادن چند مهره قبیله گرای دیگر بود؛ چیزی که در نهایت، ترکیب قومی قدرت را به هم نریزد و «برادران» کرزی همچنان سلطه تاریخی خود بر سرنوشت مردم و اقوام گوناگون ن افغانستان را حفظ کنند.
اما این همان چیزی نبود که اه و راهبردهای هژمونیک امریکا و غرب برای سیطره دایمی بر افغانستان را محقق سازد. در این میان، تنها ابزاری برای باز راه به منظور سلطه استعمار نو بر افغانستان بود.
پروژه ای بود که از زمان آغاز جنگ های تنظیم های جهادی علیه نیروهای گر شوروی پیشین و رژیم کمونیستی دست نشانده کرملین در کابل، کلید خورده بود و غایت و نهایت این پروژه نیز زمینه سازی برای سیطره نظامی امریکا و هم پیمانانش در ناتو بر افغانستان بود.
کرزی اما از اینکه «برادران» تروریست او در پایان بازی، به طور کامل کنار گذاشته شدند و جای آنها را برای مدتی نخبگان غیر پشتون با محوریت حزب جمعیت ی و چند جریان و قومی همسو با آن گرفتند، عمیقا ناراضی و دردمند است.
او در زمان حاکمیت ۱۳ ساله اش بر افغانستان، سعی فراوانی کرد تا را بار دیگر به چرخه بازی قدرت بازگرداند؛ اما از نظر امریکا هنوز برای تحقق و تعبیر آن رویا، زود بود و همین امر است که هنوز کرزی را به شدت آزار می دهد.
آقای کرزی با نادیده گرفتن همه جنایت ها و خون ریزی ها و کشتارهای فجیع و هولناک تروریست های ، معتقد است که آنها همانند دیگر افغان ها به دنبال صلح اند؛ اما او ریاکارانه از پاسخ به این پرسش، طفره خواهد رفت که گروهی تروریستی و مزدور که روزانه ده ها نفر را از مردم و نیروهای امنیتی افغانستان را به خاک و خون می کشاند و همه طرح های سخاوتمندانه و سراسر ذلت و حقارت با امتیازهای فراقانونی و وسوسه انگیز برای گفتگو و صلح را مردود می داند، چگونه و بر پایه چه استنباطی، طرفدار صلح است؟
او از اینکه علیرغم همه تلاش های مذبوحانه ای که برای صلح با تروریست های آشتی ناپذیر ، به ج داد، نتیجه نگرفت، عمیقا رنج می برد و برای تسکین رنج هایش، امریکا و غرب را مسؤول همه ناکامی هایش می شمارد.
این در حالی است که او به عنوان یک مهره مطیع و منصوب امریکا و غرب، تنها وظیفه اش اجرای بی چون و چرا و مرحله به مرحله طرح ها و نقشه هایی بود که برایش تعریف کرده بودند.
امروز نیز اگر اشرف غنی می تواند با آتش بس برقرار کند، به دلیل آن است که امریکا اراده کرده است و هردو سوی این جنگ استعماری، مجبور اند به خواسته فرمانده کل، احترام بگذارند و از آن تبعیت تام به عمل آورند.